حسین پورکویر، قاری ۴۳ ساله و شناختهشده شهرمان، بهترین لحظههای زندگیاش را وقتهایی میداند که روحش با آیات الهی گره میخورد. او سه بار در محضر رهبر شهید تلاوت کرد.
محله
آقا مصطفی خمینی
محله شهید آقامصطفی خمینی که نام سابقش، گل ختمی است، یکی ازمحلات قدیمی شهر است. از شاخصههای این محله، استقرار ۱۰ مسجد در آن است که پاتوق اهالی محله و محور ارتباطاتشان است. یکی از مکانهای قدیمی با حدود ۵۰ سال قدمت، مسجد ابوالفضلیهاست. پادگان مهم پدافند هوایی بهنام خاتمالانبیا (ص)، پادگان شهدای بسیج و بازار بزرگ حافظ نیز در این محدوده واقع شده است.
یوسف ایزددوست از آن بچههای عاشق ورزش است و حالا در یازدهسالگی، فعالیت در چند رشته ورزشی مختلف را تجربه کرده اما حالا تمام تمرکزش را روی کونگفو گذاشته و در همین مدت کوتاه توانسته چند مدال استانی به دست بیاورد.
جواد بهادری از ششسالگی پابهتوپ شد و در کوچه و مدرسه با دوستانش فوتبال بازی میکرد، اما ۵سال بعد، با ورود به دنیای کشتی، همهچیز برایش تغییر کرد. حالا در همین سن کم، چندمدال طلای استانی در کارنامه دارد.
اینجا هر همسایه، گوشهای از کارهای مسجد و محله را برعهده میگیرد؛ یکی کلاس فرهنگی و تربیتی برگزار میکند، یکی سفره افطار میاندازد و.... همین فعالیتهای ساده و خودجوش، پیوند دلها را محکم کرده و همه برای ساختن محلهای بهتر تلاش میکنند.
در محله کمترکسی هست که زهرا ظهری را نشناسد. او بخشی از خانهاش را به فعالیتهای خیریهای اختصاص داده است؛ فضایی که قبلا آرایشگاه او بوده و خانمهای محله به آن مراجعه میکردند، اما حالا همان خانمها، بستههای معیشتی را آماده میکنند.
سفینه ظریفقربانی خاطره روز برفی شبهای سرد انقلابی را هرگز فراموش نمیکند؛ در حالیکه مشغول مراقبت از بچههای خردسالش بود، همسرش، غلام بازمحمدی در نانوایی چهارراه شهدا کارمیکرد و آن روز در راهپیمایی درگیر شده بود.
همسایههای کوچه شهیدمؤمن۱۴بیشتر ترجیح میدهند کارها را جمعی پیش ببرند؛ از تصمیمهای کوچک روزمره گرفته تا فعالیتهای جدیتر اجتماعی. بخش زیادی از این همکاریها در مسجد جوادالائمه (ع) شکل میگیرد که بیشتر شبیه یک قرارگاه محلی است.
محمدعرفان صابری هفدهسال بیشتر ندارد، اما تجربیات زیادی در حوزه آشپزی دارد. او کنار پدر و عموهایش که آشپز بودند، رشد کرد و خیلی زود با فضای کار و مسئولیتهای این حرفه آشنا شد. او ازطریق آشپزی، زندگیاش را میچرخاند.
کوچه شهیدمؤمن۱۰ یکی از معابر قدیمی و پرجمعیت محله مصطفیخمینی است؛ جایی که بیشتر ساکنانش دستکم سیسال است کنار هم زندگی میکنند. اهالی اینجا مثل یک خانوادهاند؛ در سختیها هوای هم را دارند.
ایمان گلختمی هیچ دستگاهی را غیرقابل تعمیر نمیداند؛ تعمیراتی که از دست کمتر کسی برمیآید. همین مهارت باعث شده مشتریهایش از گوشهوکنار شهر سر برسند. او سال۹۷ یک اختراع به نام دستگاه فتوتراپی نوزاد ثبت کرده است.
درست دو شب مانده به عملیات، موتور برقی که برای بخش امدادی آورده بودند، کار نمیکرد و مشکل از ژنراتورش بود که از کار افتاده بود. علی قاضی توانست این گره را باز کند؛ کاری که هیچکس فکر نمیکرد به دست یک نوجوان تازهکار انجام شود.
شهید علیاصغر حاجیغلامزادهسبزیکار برای جنگیدن از عشقهای بسیاری گذشت؛ از عشق به ورزش و دانشگاه تا ازدواج. مادرش بی بی فاطمه سیدنژاد میگوید: برایش همسر انتخاب کرده بودیم و حتی لباس دامادیاش را خریده بود. قرار شده بود از این ماموریت که بازگشت جشن عقد بگیریم، اما هیچوقت بازنگشت.
اولین کارگاه زهره خانم یک اتاق سیمتری بود در طبقه اول بازار حافظ. اما چیزهایی باعث شد که قید کار در آن اتاق کوچک را بزند و یک اتاق سهمتر در هفتمتر را در محله اجاره کرد.
حضور محمدحسن دخت مشهدی در محله شهید مصطفیخمینی به سالهای دور برمیگردد. او حالا وقتش را وقف نوجوانان محله کرده و با ایجاد محفل قرآنی یاسین که حدود ۲۴ سال سابقه دارد به استعدادیابی قرآنی میپردازد.
بیست سال پیش، وقتی زهرهخانم پا به خیابان مؤمن گذاشت، از این همه خانه، مغازه و کوچههای آسفالتشده خبری نبود. محله بیشتر شبیه روستایی بود دورافتاده. اما زهره خانم از همان سال دوم، به فکر آبادکردن محله افتاد.
در محله آقامصطفی خمینی هرکسی گوشهای از کار را میگیرد؛ یکی بساط آشپزی مراسم را میچیند و یکی کلاس قرآن برگزار میکند. همین فعالیتهای ساده و خودجوش، پیوند دلها را محکم کرده است.
آقامصطفیخمینی۴ کوچهای که بیشتر ساکنانش از قدیمیهای محلهاند و یکدیگر را خوب میشناسند. فضای صمیمی و همدلانه آن باعث شده است گذر زمان نتواند پیوند بین همسایهها را کمرنگ کند.
در محله آقامصطفی خمینی، ماه رمضان فقط ماه روزهداری نیست؛ بلکه فرصتی است برای دور هم جمعشدن و همدلی. هر روز، زنان به مسجد امامحسنمجتبی (ع) میآیند تا بساط افطار را آماده کنند.
دو سال پیش، گروه سرود «دختران باحیای فاطمی» و سه ماه پیش نیز، گروه سرود «پسران آیندهساز» پایهگذاری شد و حالا هرهفته، زیر سقف مسجد، همآوازیشان طنینانداز میشود که گاهی در حرم رضوی هم اجرا دارند.
دغدغه علیاکبر یوسفی جذب نوجوانان به مسجد است. او معتقد است: مسجد نباید خانه سالمندان شود؛ مسجدی پویاست که جوانان به آن رفتوآمد داشته باشند و امور را بهدست گیرند.